عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 21شمارهٔ 21شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شتهانصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرازی که دل من است سرگشتهٔ آنوز خون دو دیده گشتم آغشتهٔ آن2نقل کریںتا کی به سر سوزن فکرت کاومسِرّی که کسی نیافت سَرْ رشتهٔ آن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل شیوهٔ عشق یک نفس باز نیافتدل خون شد و راه این هوس باز نیافتعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 20اگلی نظمشد رنجِ دلم فَرِهْ چه تدبیر کنمبگسست مرا زِرِهْ چه تدبیر کنمعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 22ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل شیوهٔ عشق یک نفس باز نیافتدل خون شد و راه این هوس باز نیافتعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 20
اگلی نظمشد رنجِ دلم فَرِهْ چه تدبیر کنمبگسست مرا زِرِهْ چه تدبیر کنمعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 22