عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 22شمارهٔ 22شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رهْچهتدبیركنمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشد رنجِ دلم فَرِهْ چه تدبیر کنمبگسست مرا زِرِهْ چه تدبیر کنم2نقل کریںدردا که به صد هزار انگشت حیلمینگشاید گِرِهْ چه تدبیر کنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرازی که دل من است سرگشتهٔ آنوز خون دو دیده گشتم آغشتهٔ آنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 21اگلی نظمدل والِه و عقل مست و جان حیران استوین کار نه کار دل و عقل و جان استعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 23ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرازی که دل من است سرگشتهٔ آنوز خون دو دیده گشتم آغشتهٔ آنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 21
اگلی نظمدل والِه و عقل مست و جان حیران استوین کار نه کار دل و عقل و جان استعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 23