عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: سبازنیافتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل شیوهٔ عشق یک نفس باز نیافتدل خون شد و راه این هوس باز نیافت2نقل کریںسرگشتهٔ عشق شد که در عالم عشقسررشتهٔ عشق هیچ کس باز نیافت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین دل که بسوخت روز و شب در تک و تازمیجوشد و میجوید و میگوید رازعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 19اگلی نظمرازی که دل من است سرگشتهٔ آنوز خون دو دیده گشتم آغشتهٔ آنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 21ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین دل که بسوخت روز و شب در تک و تازمیجوشد و میجوید و میگوید رازعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 19
اگلی نظمرازی که دل من است سرگشتهٔ آنوز خون دو دیده گشتم آغشتهٔ آنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 21