عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 27شمارهٔ 27شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: دمممیبرسدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: نی غمم میبرسدنه سوختن دمادمم میبرسد2نقل کریںشب میسوزم که صبح را دریابمچون میبدمد صبح دمم میبرسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: هر دمم میسوزندپیوسته ز سر تا قدمم میسوزندعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 26اگلی نظمشمع آمد و گفت: جانم آتشخانه استوز آتشِ من هزار دل دیوانه استعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 28ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: هر دمم میسوزندپیوسته ز سر تا قدمم میسوزندعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 26
اگلی نظمشمع آمد و گفت: جانم آتشخانه استوز آتشِ من هزار دل دیوانه استعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 28