عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 28شمارهٔ 28شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وانهاستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: جانم آتشخانه استوز آتشِ من هزار دل دیوانه است2نقل کریںمن همچو درختِ موسی آتش دارمموسی سراسیمهٔ من پروانه است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: نی غمم میبرسدنه سوختن دمادمم میبرسدعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 27اگلی نظمشمع آمد و گفت: جان نگر بر لبِ منگردون به خروش آمد از یاربِ منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 29ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: نی غمم میبرسدنه سوختن دمادمم میبرسدعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 27
اگلی نظمشمع آمد و گفت: جان نگر بر لبِ منگردون به خروش آمد از یاربِ منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 29