عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 26شمارهٔ 26شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: مممیسوزندصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: هر دمم میسوزندپیوسته ز سر تا قدمم میسوزند2نقل کریںچون گریه و دلسوزی من میبینندزان فایدهای نیست همم میسوزند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: من نیم عهد شکنیک ذرّه نبود بیوفایی در منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 25اگلی نظمشمع آمد و گفت: نی غمم میبرسدنه سوختن دمادمم میبرسدعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 27ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: من نیم عهد شکنیک ذرّه نبود بیوفایی در منعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 25
اگلی نظمشمع آمد و گفت: نی غمم میبرسدنه سوختن دمادمم میبرسدعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 27