عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 19شمارهٔ 19شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رممامدبیتوصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآن دل که چو موم نرمم آمدبی تواز بس که بسوخت شرمم آمد بی تو22نقل کریںتادیدهام از دور تُرا شمع توامزان در دهن آب گرمم آمد بی تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای کاش هزار موی بشکافتمیوز تو سرِ یک موی خبر یافتمیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 18اگلی نظمدر راه غمِ تو جسم و جوهر بنماندره محو شد و رهرو و رهبر بنماندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 20◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای کاش هزار موی بشکافتمیوز تو سرِ یک موی خبر یافتمیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 18
اگلی نظمدر راه غمِ تو جسم و جوهر بنماندره محو شد و رهرو و رهبر بنماندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 20