عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ربنماندصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر راه غمِ تو جسم و جوهر بنماندره محو شد و رهرو و رهبر بنماند2نقل کریںمن راه چگونه گیرم از سرکه چو شمعتا راه به پای برده شد سر بنماند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن دل که چو موم نرمم آمدبی تواز بس که بسوخت شرمم آمد بی توعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 19اگلی نظمجان بر گرهِ زلفِ تو آموخته گیربی روی تو چشم از دو جهان دوخته گیرعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 21ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن دل که چو موم نرمم آمدبی تواز بس که بسوخت شرمم آمد بی توعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 19
اگلی نظمجان بر گرهِ زلفِ تو آموخته گیربی روی تو چشم از دو جهان دوخته گیرعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 21