عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 21شمارهٔ 21شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وختهگیرصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجان بر گرهِ زلفِ تو آموخته گیربی روی تو چشم از دو جهان دوخته گیر22نقل کریںدل را که چو پروانه به پای افتادستچون شمع اگر بسر برم سوخته گیر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر راه غمِ تو جسم و جوهر بنماندره محو شد و رهرو و رهبر بنماندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 20اگلی نظماز بس که ز غم سوختم ای شمع طرازچون شمع ز تو سوخته میمانم بازعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 22◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر راه غمِ تو جسم و جوهر بنماندره محو شد و رهرو و رهبر بنماندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 20
اگلی نظماز بس که ز غم سوختم ای شمع طرازچون شمع ز تو سوخته میمانم بازعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 22