عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 18شمارهٔ 18شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: افتمیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای کاش هزار موی بشکافتمیوز تو سرِ یک موی خبر یافتمی2نقل کریںگر عشق رخِ تو نیستی آتشِ صِرفچون شمع کی از سوزِ تو سر تافتمی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز آتشِ عشق چون تو جان افروزیچون شمع نفس نمیزنم بی سوزیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 17اگلی نظمآن دل که چو موم نرمم آمدبی تواز بس که بسوخت شرمم آمد بی توعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 19زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکو کوی تو تا به فرق بشتافتمیپس روی ز هرچه هست بر تافتمیعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 33ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز آتشِ عشق چون تو جان افروزیچون شمع نفس نمیزنم بی سوزیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 17
اگلی نظمآن دل که چو موم نرمم آمدبی تواز بس که بسوخت شرمم آمد بی توعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 19
کو کوی تو تا به فرق بشتافتمیپس روی ز هرچه هست بر تافتمیعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 33