عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 105شمارهٔ 105شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وزنتواناوردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل بی غم دلفروز نتوان آوردجان در طلبش به سوز نتوان آورد2نقل کریںگرچون شمعم هزار شب بنشانندبی سوز تو شب به روز نتوان آورد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم:جانا! عهد و قرارت این استمینشمریم هیچ، شمارت این استعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 104اگلی نظمدی میگفتم دستِ من و دامنِ اوچون خونِ من او بریخت در گردنِ اوعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 106ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم:جانا! عهد و قرارت این استمینشمریم هیچ، شمارت این استعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 104
اگلی نظمدی میگفتم دستِ من و دامنِ اوچون خونِ من او بریخت در گردنِ اوعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 106