عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 106شمارهٔ 106شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ناوصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدی میگفتم دستِ من و دامنِ اوچون خونِ من او بریخت در گردنِ او2نقل کریںپروانه به پای شمع از آن افتادستتا شمع به اشکِ خود بشوید تنِ او◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل بی غم دلفروز نتوان آوردجان در طلبش به سوز نتوان آوردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 105اگلی نظمامروز منم فتاده زان دلکش بازخو کرده به اضطرار از او خوش خوش بازعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 107ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل بی غم دلفروز نتوان آوردجان در طلبش به سوز نتوان آوردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 105
اگلی نظمامروز منم فتاده زان دلکش بازخو کرده به اضطرار از او خوش خوش بازعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 107