عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 107شمارهٔ 107شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شبازصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںامروز منم فتاده زان دلکش بازخو کرده به اضطرار از او خوش خوش باز2نقل کریںسررشته بسی جسته وآخر چون شمعسر رشتهٔ خود یافته در آتش باز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدی میگفتم دستِ من و دامنِ اوچون خونِ من او بریخت در گردنِ اوعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 106اگلی نظمچون نیست امید غمگسارم نفسیپس من چکنم با که برآرم نفسیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 108ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدی میگفتم دستِ من و دامنِ اوچون خونِ من او بریخت در گردنِ اوعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 106
اگلی نظمچون نیست امید غمگسارم نفسیپس من چکنم با که برآرم نفسیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 108