عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 104شمارهٔ 104شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارتایناستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفتم:جانا! عهد و قرارت این استمینشمریم هیچ، شمارت این است2نقل کریںگفتا که تو شمعی همه شب زار بسوزچون روز درآید همه کارت این است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر اشک خود از فرقت آن یار که بودغرقه شدم از گریهٔ بسیار که بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 103اگلی نظمدل بی غم دلفروز نتوان آوردجان در طلبش به سوز نتوان آوردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 105ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر اشک خود از فرقت آن یار که بودغرقه شدم از گریهٔ بسیار که بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 103
اگلی نظمدل بی غم دلفروز نتوان آوردجان در طلبش به سوز نتوان آوردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 105