عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 97شمارهٔ 97شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: لمیایدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںروی تو که عقل ازو خجل میآیدماهی است که بس مهر گسل میآید22نقل کریںدور از رویت چو شمع ازان میسوزمکز شمعِ رخت سوز به دل میآید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمماتم زدهٔ تو جانِ سرگشتهٔ ماستغرقه شدهٔ تو دلِ آغشتهٔ ماستعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 96اگلی نظمچون شمع ز سوختن دمی دم نزنمتا دست در آن کمند پُر خم نزنمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 98◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمماتم زدهٔ تو جانِ سرگشتهٔ ماستغرقه شدهٔ تو دلِ آغشتهٔ ماستعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 96
اگلی نظمچون شمع ز سوختن دمی دم نزنمتا دست در آن کمند پُر خم نزنمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 98