عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 96شمارهٔ 96شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شتهماستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںماتم زدهٔ تو جانِ سرگشتهٔ ماستغرقه شدهٔ تو دلِ آغشتهٔ ماست2نقل کریںچون شمع به سوزِ رشتهٔ جان سوزمدردِ دل و سوزِ عشق سررشتهٔ ماست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر عشقِ تو عقل و سمع میباید باختمردانه میان جمع میباید باختعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 95اگلی نظمروی تو که عقل ازو خجل میآیدماهی است که بس مهر گسل میآیدعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 97ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر عشقِ تو عقل و سمع میباید باختمردانه میان جمع میباید باختعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 95
اگلی نظمروی تو که عقل ازو خجل میآیدماهی است که بس مهر گسل میآیدعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 97