عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 13شمارهٔ 13شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یستهامصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبر خویش بسی چو شمع بگریستهامتا بیتو چرا به خویش نگریستهام2نقل کریںبیسوز تو چون شمع فرو مردم منچون شمع مگر ز سوز میزیستهام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای جان و دلم به جان و دل مولایتاز جای شدم ز عشق یک یک جایتعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 12اگلی نظمکارم که چو زلف تو مشوش دارماز دست بشد چگونه دل خوش دارمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 14ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای جان و دلم به جان و دل مولایتاز جای شدم ز عشق یک یک جایتعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 12
اگلی نظمکارم که چو زلف تو مشوش دارماز دست بشد چگونه دل خوش دارمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 14