عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 30شمارهٔ 30شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادهانداینتعجبصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدرها به فنا گشادهاند، اینت عجب!بر هیچ قرار دادهاند، اینت عجب!2نقل کریںپنداشت که مانهایم و پندار وجوددر دیدهٔ ما نهادهاند، اینت عجب!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخلقان همه در آینهای مینگرندمشغول خودند و ز آینه بیخبرندعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 29اگلی نظمتا کی غم یک قطرهٔ خوناب خوریمزهری به گمان چند به جُلّاب خوریمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 31ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخلقان همه در آینهای مینگرندمشغول خودند و ز آینه بیخبرندعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 29
اگلی نظمتا کی غم یک قطرهٔ خوناب خوریمزهری به گمان چند به جُلّاب خوریمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 31