عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ابخوریمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا کی غم یک قطرهٔ خوناب خوریمزهری به گمان چند به جُلّاب خوریم2نقل کریںپنداری را وجود میپنداریمتا چند ز کوزهٔ تهی آب خوریم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرها به فنا گشادهاند، اینت عجب!بر هیچ قرار دادهاند، اینت عجب!عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 30اگلی نظمدعوی وجود از سر مستی شوم استاز عین عدم خویش پرستی شوم استعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 32ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدرها به فنا گشادهاند، اینت عجب!بر هیچ قرار دادهاند، اینت عجب!عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 30
اگلی نظمدعوی وجود از سر مستی شوم استاز عین عدم خویش پرستی شوم استعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 32