عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 32شمارهٔ 32شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ستیشوماستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدعوی وجود از سر مستی شوم استاز عین عدم خویش پرستی شوم است2نقل کریںپیش و پس سایه آفتابست مدامگر سایه نفس زند ز هستی شوم است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا کی غم یک قطرهٔ خوناب خوریمزهری به گمان چند به جُلّاب خوریمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 31اگلی نظمدرویشِ تو را توانگری میبایستنه روی سیاه بر سری میبایستعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 33ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا کی غم یک قطرهٔ خوناب خوریمزهری به گمان چند به جُلّاب خوریمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 31
اگلی نظمدرویشِ تو را توانگری میبایستنه روی سیاه بر سری میبایستعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 33