عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 25شمارهٔ 25شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اربریختہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبس خون که دلم اول این کار بریختتا آخر کار چون گل از بار بریخت2نقل کریںسر سبزی شاخ از چه سبب میبایستچون زرد شد و بزاری زار بریخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزین بحر که در نهاد آمد تا سرفرّخ دلِ آنکه شاد آمد تا سرعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 24اگلی نظمدر حبسِ وجود از چه افتادم منکز ننگِ وجود خود بیفتادم منعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 26زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدردا که گلم میان گلزار بریختوز باد اجل بزاری زار بریختعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 5بس خون که دلم ز اول کار بریختتا آخر کار چون گل از خار بریختعطار»وصلت نامه»بخش 63 - و له ایضاًماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزین بحر که در نهاد آمد تا سرفرّخ دلِ آنکه شاد آمد تا سرعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 24
اگلی نظمدر حبسِ وجود از چه افتادم منکز ننگِ وجود خود بیفتادم منعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 26
دردا که گلم میان گلزار بریختوز باد اجل بزاری زار بریختعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 5