عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 26شمارهٔ 26شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادممنہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر حبسِ وجود از چه افتادم منکز ننگِ وجود خود بیفتادم من2نقل کریںچون من مردم به صد هزاران زاریاز مادرِ خویشتن چرا زادم من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبس خون که دلم اول این کار بریختتا آخر کار چون گل از بار بریختعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 25اگلی نظمتن از دو جهان بس که حجابی برداشتاُمّی شد و دل ز هر کتابی برداشتعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 27زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر حبس وجود از چه افتادم منکز ننگ وجودخود بفریادم منعطار»وصلت نامه»بخش 61 - و له ایضاًماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبس خون که دلم اول این کار بریختتا آخر کار چون گل از بار بریختعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 25
اگلی نظمتن از دو جهان بس که حجابی برداشتاُمّی شد و دل ز هر کتابی برداشتعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 27