عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 24شمارهٔ 24شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اسرصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزین بحر که در نهاد آمد تا سرفرّخ دلِ آنکه شاد آمد تا سر2نقل کریںجام همه خاک رفتگان عمریمیبخت وز جمله باد آمد با سر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل کز سرِ عمر سرنگون بر میخاستاز هر مویش چشمه خون بر میخاستعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 23اگلی نظمبس خون که دلم اول این کار بریختتا آخر کار چون گل از بار بریختعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 25ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل کز سرِ عمر سرنگون بر میخاستاز هر مویش چشمه خون بر میخاستعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 23
اگلی نظمبس خون که دلم اول این کار بریختتا آخر کار چون گل از بار بریختعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 25