عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 23شمارهٔ 23شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونبرمیخاستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل کز سرِ عمر سرنگون بر میخاستاز هر مویش چشمه خون بر میخاست2نقل کریںاین بلبل روح بر سرِ گلبنِ جسماز بهرِ چه مینشست چون بر میخاست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبس داغ که چرخ بر دلِ ریش کشیدبس جان که به رای سوختن بیش کشیدعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 22اگلی نظمزین بحر که در نهاد آمد تا سرفرّخ دلِ آنکه شاد آمد تا سرعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 24ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبس داغ که چرخ بر دلِ ریش کشیدبس جان که به رای سوختن بیش کشیدعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 22
اگلی نظمزین بحر که در نهاد آمد تا سرفرّخ دلِ آنکه شاد آمد تا سرعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 24