عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 22شمارهٔ 22شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یشكشیدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبس داغ که چرخ بر دلِ ریش کشیدبس جان که به رای سوختن بیش کشید2نقل کریںبس شخصِ شریف و سینهٔ بی غصّهکاین خاکِ نهنگ در دمِ خویش کشید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون رفت ز جسم جوهر روشن مااز خار دریغ پر شود گلشن ماعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 21اگلی نظمدل کز سرِ عمر سرنگون بر میخاستاز هر مویش چشمه خون بر میخاستعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 23ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون رفت ز جسم جوهر روشن مااز خار دریغ پر شود گلشن ماعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 21
اگلی نظمدل کز سرِ عمر سرنگون بر میخاستاز هر مویش چشمه خون بر میخاستعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 23