عطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 21شمارهٔ 21شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نماہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون رفت ز جسم جوهر روشن مااز خار دریغ پر شود گلشن ما2نقل کریںبر ما بروند و هیچ کس نشناسدتا زیر زمین چه میرود بر تن ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخلقند به خاک بیعدد آوردهاز حکم ازل رای ابد آوردهعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 20اگلی نظمبس داغ که چرخ بر دلِ ریش کشیدبس جان که به رای سوختن بیش کشیدعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 22زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشد درد حواله از ازل بر تن ماعشاق کنند وام از خرمن مانظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 2چون رفت ز جسم جوهر روشن مااز خار دریغ پر شود گلشن ماعطار»وصلت نامه»بخش 66 - و له ایضاًماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخلقند به خاک بیعدد آوردهاز حکم ازل رای ابد آوردهعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 20
اگلی نظمبس داغ که چرخ بر دلِ ریش کشیدبس جان که به رای سوختن بیش کشیدعطار»مختارنامه»باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست»شمارهٔ 22