عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 46شمارهٔ 46شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یدیهیچاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل! دیدی که هرچه دیدی هیچ استهر قصّهٔ دوران که شنیدی هیچ است2نقل کریںچندین که ز هر سوی دویدی هیچ استو امروز که گوشه ای گزیدی هیچ است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین بیخودیی که من در آن افتادمشرحش بدهم که از چسان افتادمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 45اگلی نظمای بود تو پیوسته بنا بود آخرتا کی باشی به هیچ خشنود آخرعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 47زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدنیا دیدی و هر چه دیدی هیچ استو آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ استخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»هیچ است [107-101]»رباعی 102ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین بیخودیی که من در آن افتادمشرحش بدهم که از چسان افتادمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 45
اگلی نظمای بود تو پیوسته بنا بود آخرتا کی باشی به هیچ خشنود آخرعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 47
دنیا دیدی و هر چه دیدی هیچ استو آن نیز که گفتی و شنیدی هیچ استخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»هیچ است [107-101]»رباعی 102