عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 47شمارهٔ 47شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وداخرصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای بود تو پیوسته بنا بود آخرتا کی باشی به هیچ خشنود آخر2نقل کریںاز هیچ پدید آمدهای اول کارگرچه همهای، هیچ شوی زود آخر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دل! دیدی که هرچه دیدی هیچ استهر قصّهٔ دوران که شنیدی هیچ استعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 46ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای دل! دیدی که هرچه دیدی هیچ استهر قصّهٔ دوران که شنیدی هیچ استعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 46