عطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 38شمارهٔ 38شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یروبگیرصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر دل خواهی بیا و بپذیر و بگیردل شیفته شد بیار زنجیر و بگیر2نقل کریںور در خور حضرت تو جان میآیدگیرم که نبود پرده برگیر و بگیر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون راه تو را هیچ سر و پایان نیستاین درد من سوخته را درمان نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 37اگلی نظمتا جاندارم گردِ تو میخواهم تاختمیخواهم سوخت و نیز میخواهم ساختعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 39ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون راه تو را هیچ سر و پایان نیستاین درد من سوخته را درمان نیستعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 37
اگلی نظمتا جاندارم گردِ تو میخواهم تاختمیخواهم سوخت و نیز میخواهم ساختعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 39