عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 69شمارهٔ 69شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ربایدبردہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبس شب که چو شمع با سحر باید بُرددر هر نفسی سوزِ دگر باید بُرد2نقل کریںعمری که بدو چو شمع امیدی نیستهم بر سر پای می بسر باید بُرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز دل غم دلفروز میباید دیدوز جان چو چراغ سوز میباید دیدعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 68اگلی نظمشمعی که ز سوز خویش بر خود بگریستاین خنده به سر بریدنش باری چیستعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 70زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر عشق تو دل زیر و زبر باید بردره توشهٔ تو خون جگر باید بردعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 20ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز دل غم دلفروز میباید دیدوز جان چو چراغ سوز میباید دیدعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 68
اگلی نظمشمعی که ز سوز خویش بر خود بگریستاین خنده به سر بریدنش باری چیستعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 70
در عشق تو دل زیر و زبر باید بردره توشهٔ تو خون جگر باید بردعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 20