عطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ربایدبردہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق تو دل زیر و زبر باید بردره توشهٔ تو خون جگر باید برد2نقل کریںگر روی به روی تو همی نتوان کردسر بر پایت عمر بسر باید برد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهم بادیهٔ عشق تو بی پایان استهم درد محبّتِ تو بی درمان استعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 19اگلی نظمجان پیش تو بر میان کمر خواهم داشتهر دم به تو شوق بیشتر خواهم داشتعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 21زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبس شب که چو شمع با سحر باید بُرددر هر نفسی سوزِ دگر باید بُردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 69ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهم بادیهٔ عشق تو بی پایان استهم درد محبّتِ تو بی درمان استعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 19
اگلی نظمجان پیش تو بر میان کمر خواهم داشتهر دم به تو شوق بیشتر خواهم داشتعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 21
بس شب که چو شمع با سحر باید بُرددر هر نفسی سوزِ دگر باید بُردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 69