عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 68شمارهٔ 68شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وزمیبایددیدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز دل غم دلفروز میباید دیدوز جان چو چراغ سوز میباید دید2نقل کریںوین از همه سختتر که مانندهٔ شمعسوزِ شب و مرگِ روز میباید دید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمعی که ز درد او کسی باز نگفتجان داد که یک سخن به آواز نگفتعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 67اگلی نظمبس شب که چو شمع با سحر باید بُرددر هر نفسی سوزِ دگر باید بُردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 69ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمعی که ز درد او کسی باز نگفتجان داد که یک سخن به آواز نگفتعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 67
اگلی نظمبس شب که چو شمع با سحر باید بُرددر هر نفسی سوزِ دگر باید بُردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 69