عطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 37شمارهٔ 37شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: برمیاییمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگه پیش تو چون قلم به سر میآییمگاه از بد و نیک بیخبر میآییم2نقل کریںبا عشق تو دست در کمر میآییمبر پنداری زیر و زبر میآییم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای بی سر و بن گشته جهانی از تونامانده سالم دل و جانی از توعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 36اگلی نظمجانا ز غم عشق تو سرگردانممن در طلب تو از میانِ جانمعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 38ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای بی سر و بن گشته جهانی از تونامانده سالم دل و جانی از توعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 36
اگلی نظمجانا ز غم عشق تو سرگردانممن در طلب تو از میانِ جانمعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 38