عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 3شمارهٔ 3شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: الیدگراستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر چیز تو را همی جمالی دگر استدر هر ورقِ حُسن تو حالی دگر است2نقل کریںهرناقص را از تو کمالی دگر استمر عاشق را از تو وصالی دگر است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگردل گویم به منتهایی نرسیدپوسید به درد و در دوایی نرسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 2اگلی نظماین بادیهٔ تو را سری پیدا نهپختن طمعِ وصل تو جز سودا نهعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 4ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگردل گویم به منتهایی نرسیدپوسید به درد و در دوایی نرسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 2
اگلی نظماین بادیهٔ تو را سری پیدا نهپختن طمعِ وصل تو جز سودا نهعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 4