عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 2شمارهٔ 2شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ایینرسیدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگردل گویم به منتهایی نرسیدپوسید به درد و در دوایی نرسید2نقل کریںور جان گویم که دو جهانش قدمی استبس دور برفت و هیچ جایی نرسید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدردا که دلم بوی دوایی نشنوددر وادی عشق مرحبایی نشنودعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 1اگلی نظمهر چیز تو را همی جمالی دگر استدر هر ورقِ حُسن تو حالی دگر استعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 3ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدردا که دلم بوی دوایی نشنوددر وادی عشق مرحبایی نشنودعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 1
اگلی نظمهر چیز تو را همی جمالی دگر استدر هر ورقِ حُسن تو حالی دگر استعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 3