عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 69شمارهٔ 69شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: افتهشدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا زلفِ زره ورت به هم تافته شدگوئی که هزار نافه بشکافته شد2نقل کریںزنجیرِ سرِ طرهٔ مشکین رنگتاز تابشِ خورشید رخت تافته شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون نیست ز عقل ذرّهای توفیرمتا می چه کنم عقل، کمش میگیرمعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 68اگلی نظمتا در سرِ زلفت خم و تاب افکندیاین سوخته را دل به عذاب افکندیعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 70ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون نیست ز عقل ذرّهای توفیرمتا می چه کنم عقل، کمش میگیرمعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 68
اگلی نظمتا در سرِ زلفت خم و تاب افکندیاین سوخته را دل به عذاب افکندیعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 70