عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 79شمارهٔ 79شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونمیایدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز روغنِ شمع بوی خون میآیدکز پیشِ عسل تشنه کنون میآید2نقل کریںاین طرفه که در مغز وی افتاد آتشروغن همه از پوست برون میآید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآتش همه با شمع جفا خواهد کردوز سوختنش بی سر وپا خواهد کردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 78اگلی نظمای شمع! تُرا نیست ز سوز آگاهیزیرا که ز سوختن بسی میکاهیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 80زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگفتم: ز خط تو بوی خون میآیدوز خطّ تو عقل در جنون میآیدعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 5این نوحه که از چنگ کنون میآیدتا کی گویی که بوی خون میآیدعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 65ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآتش همه با شمع جفا خواهد کردوز سوختنش بی سر وپا خواهد کردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 78
اگلی نظمای شمع! تُرا نیست ز سوز آگاهیزیرا که ز سوختن بسی میکاهیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 80
گفتم: ز خط تو بوی خون میآیدوز خطّ تو عقل در جنون میآیدعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 5
این نوحه که از چنگ کنون میآیدتا کی گویی که بوی خون میآیدعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 65