عطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 65شمارهٔ 65شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونمیایدہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاین نوحه که از چنگ کنون میآیدتا کی گویی که بوی خون میآید2نقل کریںوین نالهٔ زارِ نای در وقت بهارگویی که ز گور من برون میآید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزهرست غم این دل غمناک همهجانا! می ده که هست تریاک همهعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 64اگلی نظممائیم و میی و مطربی مشکین خالبی هجر میسَّر شده ایام وصالعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 66زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگفتم: ز خط تو بوی خون میآیدوز خطّ تو عقل در جنون میآیدعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 5از روغنِ شمع بوی خون میآیدکز پیشِ عسل تشنه کنون میآیدعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 79ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزهرست غم این دل غمناک همهجانا! می ده که هست تریاک همهعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 64
اگلی نظممائیم و میی و مطربی مشکین خالبی هجر میسَّر شده ایام وصالعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 66
گفتم: ز خط تو بوی خون میآیدوز خطّ تو عقل در جنون میآیدعطار»مختارنامه»باب سی و هفتم: در صفت خط و خال معشوق»شمارهٔ 5
از روغنِ شمع بوی خون میآیدکز پیشِ عسل تشنه کنون میآیدعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 79