عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 33شمارهٔ 33شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شدارمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: از چه دل خوش دارمچون از آتش حال مشوّش دارم2نقل کریںآتش سر من دارد و کم باد سرمگر من سرِ مویی سرِ آتش دارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: چند از افروختنموز خامی خود سوختن آموختمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 32اگلی نظمشمع آمد و در آتش سرکش پیوستدر آتش سوزان که چنان خوش پیوستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 34زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکارم که چو زلف تو مشوش دارماز دست بشد چگونه دل خوش دارمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 14شمع آمد و گفت: جان غم کش دارمتن در آتش حال مشوش دارمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 47ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: چند از افروختنموز خامی خود سوختن آموختمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 32
اگلی نظمشمع آمد و در آتش سرکش پیوستدر آتش سوزان که چنان خوش پیوستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 34
کارم که چو زلف تو مشوش دارماز دست بشد چگونه دل خوش دارمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 14
شمع آمد و گفت: جان غم کش دارمتن در آتش حال مشوش دارمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 47