عطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 36شمارهٔ 36شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شباشہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر تو همه داری همه در آتش باشور بیهمهای بیهمه گردن کش باش2نقل کریںهیچ است همه از همه پس هیچ مگویور هیچ نداری همه داری خوش باش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن به که همی سوزی و پیدا نکنیخود را به تکلّف سر غوغا نکنیعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 35اگلی نظمگر بودِ خود از عشق نبودی بینیاز آتش او هنوز دردی بینیعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 37زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای تن وطن بلای آن دلکش باشای جان ز غمش همیشه در آتش باشسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 218ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن به که همی سوزی و پیدا نکنیخود را به تکلّف سر غوغا نکنیعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 35
اگلی نظمگر بودِ خود از عشق نبودی بینیاز آتش او هنوز دردی بینیعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 37