تا چند روم که این ره کوته نیست
وز هر سویی که راه جویم ره نیست
چون شمع میان آب و آتش شب و روز
میسوزم و کس ز سوز من آگه نیست
زمین
در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
زین تعبیه، جانِ هیچ کس آگه نیست
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 32
در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
وز تعبیۀ حال، کسی آگه نیست
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 11
ماییم که جز درگهِ ما درگه نیست
گرچه همه ماییم کسی آگه نیست
عطارمختارنامهباب پنجم: در بیان توحید به زبان تفریدشمارهٔ 7
هر سر زدهای ز سرِّ ما آگه نیست
هر بیخبری در خورِ این درگه نیست
عطارمختارنامهباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 92
فارسی متن کا ماخذ: گنجور