هر سر زدهای ز سرِّ ما آگه نیست
هر بیخبری در خورِ این درگه نیست
گر مایهٔ دردی به درِ ما بنشین
ورنه سرِ خویش گیر کاینجا ره نیست
زمین
در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
زین تعبیه، جانِ هیچ کس آگه نیست
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 32
در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
وز تعبیۀ حال، کسی آگه نیست
خیامرباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلیرباعیات محتملشمارهٔ 11
تا چند روم که این ره کوته نیست
وز هر سویی که راه جویم ره نیست
عطارمختارنامهباب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع داردشمارهٔ 46
ماییم که جز درگهِ ما درگه نیست
گرچه همه ماییم کسی آگه نیست
عطارمختارنامهباب پنجم: در بیان توحید به زبان تفریدشمارهٔ 7
فارسی متن کا ماخذ: گنجور