عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 32شمارهٔ 32شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انگذردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتیری که ز شستِ حکمِ جانان گذرداز جان هدفش ساز که از جان گذرد2نقل کریںزان تیر سپر مجوی کز هر دو جهانآن تیر ز خویش نیز پنهان گذرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر حیرانی بنده وآزاد هنوزبا خاک همی شوند ناشاد هنوزعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 31اگلی نظمگاه از شادی چو شمع میافروزمگاهی چو چراغی از غمش میسوزمعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 33ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر حیرانی بنده وآزاد هنوزبا خاک همی شوند ناشاد هنوزعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 31
اگلی نظمگاه از شادی چو شمع میافروزمگاهی چو چراغی از غمش میسوزمعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 33