عطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 33شمارهٔ 33شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نمیانداختہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمیآمد و بر زلف شکن میانداختناخورده شراب، خویشتن میانداخت2نقل کریںپنهان ز رقیبی که همه زهر نموداز لب شکری به سوی من میانداخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم:«بردی از لب و دندان جانمروی از لب و دندان تو چون گردانم»عطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 32اگلی نظمترکم همه کارم به خلل خواهد کردآورد خطی مگر عمل خواهد کردعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 34زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگل بی سر و پای خویشتن میانداختخود را به میان انجمن میانداختعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 10ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم:«بردی از لب و دندان جانمروی از لب و دندان تو چون گردانم»عطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 32
اگلی نظمترکم همه کارم به خلل خواهد کردآورد خطی مگر عمل خواهد کردعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 34
گل بی سر و پای خویشتن میانداختخود را به میان انجمن میانداختعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 10