عطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 32شمارهٔ 32شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: دانمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگفتم:«بردی از لب و دندان جانمروی از لب و دندان تو چون گردانم»2نقل کریںگفتا: «لب خویش را به دندان میخادور از لب و دندانت لب و دندانم!»◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم که «هزار رونق افزون گیریگر تو کم یک شکر هم اکنون گیری»عطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 31اگلی نظممیآمد و بر زلف شکن میانداختناخورده شراب، خویشتن میانداختعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 33ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتم که «هزار رونق افزون گیریگر تو کم یک شکر هم اکنون گیری»عطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 31
اگلی نظممیآمد و بر زلف شکن میانداختناخورده شراب، خویشتن میانداختعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 33