عطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 10شمارهٔ 10شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نمیانداختہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگل بی سر و پای خویشتن میانداختخود را به میان انجمن میانداخت2نقل کریںاز رشک رخت به خاک ره میافتادپس خاک به دست با دهن میانداخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنی حال من و تو ماهوش میگویدبشنو که درین فصل چه خوش میگویدعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 9اگلی نظمچون برگِ گلت بدید گلبرگِ طریشق کرد قَصَب به دست بادِ سحریعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 11زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمیآمد و بر زلف شکن میانداختناخورده شراب، خویشتن میانداختعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 33ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنی حال من و تو ماهوش میگویدبشنو که درین فصل چه خوش میگویدعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 9
اگلی نظمچون برگِ گلت بدید گلبرگِ طریشق کرد قَصَب به دست بادِ سحریعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 11
میآمد و بر زلف شکن میانداختناخورده شراب، خویشتن میانداختعطار»مختارنامه»باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق»شمارهٔ 33