عطار»مختارنامه»باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن»شمارهٔ 11شمارهٔ 11شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اانداختصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانا دل من خویش به دریا انداختخود را به بلا بر سر غوغا انداخت2نقل کریںاندوه همه جهان به تنهائی خوردپس شادی، اگر هست، به فردا انداخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزین شیوه که اکنون دل دیوانه گرفتکلّی کم آشنا و بیگانه گرفتعطار»مختارنامه»باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن»شمارهٔ 10اگلی نظماوّل دل من بر سر غوغا بنشستهر دم به هزار گونه سودا بنشستعطار»مختارنامه»باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن»شمارهٔ 12ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزین شیوه که اکنون دل دیوانه گرفتکلّی کم آشنا و بیگانه گرفتعطار»مختارنامه»باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن»شمارهٔ 10
اگلی نظماوّل دل من بر سر غوغا بنشستهر دم به هزار گونه سودا بنشستعطار»مختارنامه»باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن»شمارهٔ 12