عطار»مختارنامه»باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن»شمارهٔ 12شمارهٔ 12شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ابنشستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاوّل دل من بر سر غوغا بنشستهر دم به هزار گونه سودا بنشست2نقل کریںو آخر چو بدید کان همه هیچ نبوداز جمله طمع برید و تنها بنشست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجانا دل من خویش به دریا انداختخود را به بلا بر سر غوغا انداختعطار»مختارنامه»باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن»شمارهٔ 11اگلی نظمدر راه تعب ترک طرب باید کردوین نفس پلید را ادب باید کردعطار»مختارنامه»باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن»شمارهٔ 13ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجانا دل من خویش به دریا انداختخود را به بلا بر سر غوغا انداختعطار»مختارنامه»باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن»شمارهٔ 11
اگلی نظمدر راه تعب ترک طرب باید کردوین نفس پلید را ادب باید کردعطار»مختارنامه»باب شانزدهم: در عزلت و اندوه و درد وصبر گزیدن»شمارهٔ 13