عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 49شمارهٔ 49شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: بمینرسدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشب نیست که جان بی تو به لب مینرسدروزی نه که در غصّه به شب مینرسد2نقل کریںزلفِ تو چنین دراز و من در عجبمتا دست بدو از چه سبب مینرسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل گفت: «رهِ زلف تو چون کوتاهی است»چون دید که نیست هر زمانش آهی استعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 48اگلی نظمدر زلف اگرچه جایگاهی سازیبا این دلِ سرگشته نمیپردازیعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 50ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل گفت: «رهِ زلف تو چون کوتاهی است»چون دید که نیست هر زمانش آهی استعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 48
اگلی نظمدر زلف اگرچه جایگاهی سازیبا این دلِ سرگشته نمیپردازیعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 50