عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 48شمارهٔ 48شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اهیاستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل گفت: «رهِ زلف تو چون کوتاهی است»چون دید که نیست هر زمانش آهی است2نقل کریںدر زلفِ تو میرفت و به زاری میگفت:«یا رب چه دراز و بس پریشان راهی است!»◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزلف تو که چون مشک به هر سوی افتادبی مهر از آن است که هندوی افتادعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 47اگلی نظمشب نیست که جان بی تو به لب مینرسدروزی نه که در غصّه به شب مینرسدعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 49ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزلف تو که چون مشک به هر سوی افتادبی مهر از آن است که هندوی افتادعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 47
اگلی نظمشب نیست که جان بی تو به لب مینرسدروزی نه که در غصّه به شب مینرسدعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 49